السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
52
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
4 - روايت ابنمردويه خطيب خوارزمى بدين عبارت گفته است : خبر داد به ما شهردار ، به صورت اجازه حديث ، از عبدوس بنعبداللَّه بنعبدوس همدانى ، به صورت كتابت ، از شريف ابوطالب جعفرى ، از ابن مردويه حافظ ، از اسحاق بن محمّدبن على بنخالد ، از احمدبن زكريّا ، از ابوطهمان ، از محمّدبن خالد هاشمى ، از حسينبن اسماعيل بنحمّاد از پدرش ، از زيادبن منذر ، از محمّدبن علىبنحسين ، از جدّش از رسول صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : « من وعلى نورى بوديمدر پيشگاه خداى تعالى ، چهاردههزار سال پيش از آنكه آدم رابيافريند . هنگامى كه خداوندآدم راآفريد آننور رادرصلب او قرار داد و از اوپيوسته درحال انتقال از صلبى به صلب ديگر بود تا آنكه در صلب عبدالمطّلب مستقرّ شد ، آن رابه دو نيم تقسيم كرد ، نيمى در صلب عبداللَّه وبخش ديگر در صلب ابوطالب قرارگرفت . بنابراين علىازمناست و من ازاويم . گوشت اوگوشت من و خون اوخون من است . هر كس او را دوست بدارد ، به دوستى خود دوستش مىدارم و هر كس او را دشمن بدارد به دشمنىام دشمن او خواهم بود . » « 1 » شرح حال او ابوبكرابنمردويه حافظ متوفّاى سال 410 از بزرگان محدّثان اهل سنّت و ( نزد آنها ) موصوف به حفظ و وثاقت است ، ذهبى در « تذكرةالحفاظ » ، سيوطى در « طبقات الحفّاظ » و ديگران در كتب رجال و حديث ، شرح حال او را با تمجيد آورده و او را ستودهاند . 5 - روايت ابنعبدالبرّ وى اين حديث را در رديف ديگر احاديث در فضايل حضرت على عليه السلام مانند « حديث طير » آورده است و گويد : رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على از نور واحدى آفريده شديم در سمت راست عرش ، خداوند
--> ( 1 ) . مناقب اميرالمؤمنين : 88 .